دخملی بیست و سه ماهه ام
سلام عشقم.خوبی؟
دخترک یک سال و یازده ماهه من![]()
![]()
الهی که همیشه لبت خندون باشه.اینقدر دیر به دیر قسمت میشه بیام وبت که وقتی میخوام واست بنویسم نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم.
یه ماهه پیش به لطف خدا تونستم از شیر بگیرمت,با اینکه هنوز دو ماه دیگه مونده بود به دوسالگیت ولی اینقدر وابستگیت زیاد شده بود که لب به هیچ غذایی نمیزدیفقط شیر شیر شیر![]()
برخلاف تصورم خیلی راحت از شیر گرفته شدی و اصلا اذیتم نکردی .اولین دفعه چسب زدم و گفتم ببین اوف شده و تو هم تا آخر شب سراغشو نگرفتی .نصف شبی پاشدی ویه کم بهونه گرفتی منم رو پام خوابوندمت وتمام. دیگه روزای دیگه هم به همین منوال پیش رفت بدون ذره ای بهانه گیری از جانب تو.![]()
خوشبختانه خوراکتم بعد از شیر گرفتن بهترک شده فقط هنوز با خوردن میوه مشکل داری و به جز موز انار هندونه و خربزه میوه دیگه ای نمیخوری.![]()
پروژه پوشک گیریت هم چند روزه شروع کردم گاهی وقتا همکاری میکنی و گاهی وقتا هم نه .وقتی تو شلوارت کارتو انجام میدی خبرم میکنی و میگی مامان جیییییییش.
سعی میکنم دعوات نکنم و بهت استرس وارد کنم آخه همون دعواهم باعث میشه بدتر بترسی و دیرتر جیشتو بگی. جایی هم که میریم هنوز پوشکی. ان شاالله تا قبل از عید کامل بهت آموزش میدم.
ماشاالله اینقدر شیطون شدی که گاهی وقتا دیگه واقعا کم میارم ومستاصل میمونم چیکار کنم از دستت.![]()
شدیدا مستقل عمل میکنی و میخوای که تمام کاراتو خودت انجام بدی ![]()
یه عروسک از خونه خاله من برداشتی آوردی خونه که همیشه و همه جا باهاته و صبح که از خواب پا میشی اول سراغ اونو میگیری .محاله بخوام بهت غذا بدم و اونو نیاری رو پات بنشونی و بهش غذا ندی . بهشم میگی نی نی .
با این همه عروسکی که خودت داری ولی هیچ کدومو تحویل نمیگیری و فقط اونو میخوای
راستی یه خبر خیلی مهم:![]()
![]()
نزدیکای سه ماهه که دایی دار شدی اسمش محمد صدراست. خیلی دوسش داری فقط گاهی اوقات بهش حسودی میکنی و وقتایی که طفلکی رو تنها گیرش میاری یه فشار کوچولوش میدی و خودتو راحت میکنی. امان از دست تو ![]()
![]()
اینم عکسای دایی کوچولوت و عشق آبجی جونش![]()
قربونش برم من ![]()
![]()

اینم وقتایی که تو بیمارستان به خاطر زردی بستری بود![]()



بقیه عکسارو نمیتونم آپلود کنم دخترم .
سر یه فرصت دیگه میام با کلی عکس.
بای![]()
![]()



دخملی بیست و سه ماهه ام 
